تو تبلیغ دلپذیر
..
و پیرزن
آینده من بود
در هیچ تبلیغی

برای همسایه که نان مرا ربود ، نان
برای آنانی که قلب مرا شکستند ، مهربانی
برای کسانی که روح مرا آزردند ، بخشش
و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق طلب می کنم.."
--ملاصدرا
من که نسبت به این شعر حسی ندارم
مگه اینکه عاشق آهنگشم
گویا هالووین هم نزدیکه
دوستان به جای ما !

the music's no good without you baby
The music's no good at all
The music's no good without you baby
Come back to me, come back to me
The music's no good without you baby
The music's no good at all
The music's no good without you baby
Come back to me, come back to me
Everyone was watching
You were the freakiest thing on show
Dazzling the crystal ball
They only loved to watch it glow
You were the center of attention
The eye of the storm
A whirl wind from outer space
Like a twister on the sea
The music's no good without you baby
The music's no good at all
The music's no good without you baby
Come back to me, come back to me
The music's no good without you baby
The music's no good at all
The music's no good without you baby
Come back to me, come back to me
Mesmerize them when we dance
Cause you sparkle next to me
We're still on the razors edge
But you were crazy to be free
I, i can dance 'til you come back
And we dance that close again
I miss you boy, i really do
Come back to me, come back to me
Cause my world stopped spinning
Nothing i could do
So i pray that a dj lifts my heart
Come back
Like it was my last

کاملا جانب خودخواهی رو رعایت می کنم
ولی اگه تو هم مثل من هر روز
همه کربن های هوا
از جوراب توریت رد میشد
و می چسبید به پوست بدنت
دیگه حوصله این کارها رو نداشتی
من وبلاگ خودم رو هم به زور می خونم..
اگر کسی برایتان فروارد نکرده از دستش ندهید!!
"من..
«دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.
من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم.
من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني بيست آگهي تسليت در بيست روزنامه معتبر چاپ مي کنند.
من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند.
من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بيست و پنج هزار تومان فقط، بدهد.
من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.
من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.
من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.
من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.
من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.
من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.
من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم.- آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.
من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.
من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم. نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.
من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.
من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم.
من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم.
من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم و بر؛...
«دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.
دامادم به من «وروره جادو» مي گويد.
حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند.
من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.
مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.
من کيستم؟"
روی زمین که می خوابم
قلبم کشیده می شود روی فرش
پلک هایم نازک شده است
چشم هایم..
یادم اومد دفعه پیش که اونا رو معرفی می کردم
همین لاک رو زده بودم
دلم گرفت
حالا نیستی
"باغ تو گوش خونه گفته
دیگه با پنجره قهره"
![]()
همینجا
نزدیک من
واین را از بوی تند خاطره فهمیدم
گوگوش دارد می خواند:
"همون شهری که قد خود من بود
از این دنیا ولی خیلی بزرگ تر "
باید ببینی به قیمت خودت هست یا نه
به کار
به پول
به رفیق
هیچی رو ارزونتر
نه بفروش
نه بخر
به وقتش که بشه
همچین آدمای خاموش فکری هستن که حال آدمو به هم می زنن
راست میگه دختر!
دنیای اطراف من که شده پر از این آدمای روشن فکر نما

اکثر مردم دنیا از
Internet Explorer 6 و Windows XP استفاده میکنن
که دایم در حال قلع و قمع کردنشانم
کلاً زندگی آرام است
با هوای اوایل مهر
که کم کم سرد می شود
دلم برای لباس های تابستانی تنگ می شود
فردا روز دیگری ست
کسی در باد می خواند
برگ های پاییز
امسال بیشتر از سالهای قبل خش خش می کنند
دلم زمستان می خواهد
اما
امسال
به گونه ای دیگر
تولد هایتان را یکی یکی تبریک می گویم
یکی یکی پیر می شوید
و من هر بار می ترسم
که امسال
من نیز یک سال بزرگتر می شوم
شاید یک سال پیرتر

رژ لب بزند
و كلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد
شوهرش با اكراه او را با خودش به كوچه و خيابان مي برد.
ولي اگر كلاه كوچكي بر سرش بگذارد
كت و دامن خياط دوز تن كند
شوهرش با كمال ميل او را بيرون مي برد
و تمام مدت به زني كه لباس رنگ شاد پوشيده و كلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود.
--بالتيمور بيكن
هوراس والپول:
"جهان براي آنان که ميانديشند کمدي است و براي آنان که احساس ميکنند تراژدی."

یعنی حالا که بعدِ اینهمه وقت باهات کار داشتم
باید می رفتی سنگاپور؟
در ضمن استاد عزیز از سنگاپور وبلاگ رو آپدیت کردند
و این عکس رو فرستادند
دنیا مثل یه دایره گرده
کارهات مثل یه بومرنگ می چرخه و می چرخه
و یه روزی درست می خوره وسط پیشونیت
حتی اگه هم نخوای
چیزی جز رهایی و آرامش نیست
دلیل رفتنش رو نفهمیدم
من هر شب فقط می پرسم چرا؟

برای خودِ دیروزم
برای خودِ چند لحظه پیشم
هر چی عوض بشم
خوب یا بدش مهم نیس
مهم اینه که
من همیشه دلم برای خودِ قبلیم تنگ میشه!

کاش منم به جای اینکه شبا تو خواب بگم
نمی بخشمت
مثل اون پسر کوچولو می گفتم
مامان دفتر مشقم خیلی گُنده است
دلم میخواست به جای اینکه روزا
جلوی آینه وایستم و
پازل صورتمو عوض کنم
می تونستم مثل بقیه زندگی کنم
دلم میخواد مثل آدمای عادی
شب ها زود بخوابم و صبحا زود بیدار شم
دلم میخواد..
من این نصف شب
برای کی دارم می نویسم؟
برای خودم؟
برای تو که نیستی؟
برای اینایی که نمی شناسم؟
![]()
مهربانی مهر را در دست هایت بگیر
و به کودکانی که به مدرسه میروند هدیه کن
و به این آغار بیندیش
که دیگر بار کودکانی به مدرسه میروند
به این که
تو نیز زمانی کودکی بیش نبوده ای
کودکی
که در راه های بی بلندی و پر شادی مدرسه
شعرهای نامفهوم می خواند
و همه را با چشم کوچک خود
شاگردان کلاس اول می دانست
Da Capo
Da Capo
You're living in a dreamer's dream
Da Da Capo
One level ahead
You will find me waiting out in the dark
I'm your everlasting property
You're the one I'm living for
And feed all the time
I'm longing to see
The offspring of me
To hold it with my bare hands
So talk about me as you used to do
I'm with you from time to time
Da Da Capo
Once again
I'm telling you I am your friend
But you can't hear me in your dream
You're living in a dreamer's dream
Da Da Capo
Gone with the wind I am not
And I visit you too a lot
Passing the gridlock
Is a hard thing to do
Da Da Capo
once again woohoo yeah
I'm telling you I am your friend
But you can't hear me in your dream
You're living in a dreamer's dream
Da Da Capo
