وقتی به نظر همه چیز خوب پیش میره
باید به یه چیزی شک کنی

صدایی
چیزی
آوازی
کتابهایت را خواندم
و نه همه را
آنگونه که تو
که همه را
آنگونه که من
و نیز
اکنون
من
و آیا تو؟
نمایش های خیابونی
جشنواره های کوتاه مدت
فیلم های تکرار شدنی
در همه این راه ها
تویی که در کنارمی
عجیب نیست
و نه حتی تلخ
تو اینطور فکر نمی کنی؟
و یه خط قرمز کنار لبام
حالا که لباس قرمزمو پوشیدم
لباس بچه رو هم پوشوندم تنش
ما آماده ایم
پس کی میای؟
راستی
دیشب بارون رو دیدی؟

Why you have to go and make things so complicated
I see the way you're acting like you're somebody else
Life's like this you
And you fall
and you crawl
and you break
and you take what you get and you turn it into honesty
and promise me I'm never gonna find you fake it

تو رو میگم
من که مشکلی ندارم
تو خواب و بیداری دارم فریاد هامو میزنم
نگران توام فقط
من حتی تبریک روز آرزوها رو از دست دادم
خندیدن هام رو با تو
دیدن و خندیدین و چرخیدن هام رو
من خیلی چیزا رو از دست دادم
جایی هست که بخوای توش فریاد بزنی؟

فقط همیشه فکر می کنم تویی
اینکه فکر کنم تموم میشه؟
هستی؟
من؟
آره..
هیچ چیزش بد نیست
منم دارم کتابای چند ساله نخونده رو می خونم
نوشته های چند ساله ننوشته رو می نویسم
هیچ چیزش بد نیس
انگار همه چی داره برای منم عوض میشه
اینکه بد نیس
منم پذیرفتم
میگم
خوب
خودت خواسته بودی

تا یه گستره بزرگ رو زیر پات ببینی
غرورت
فقط یه ذره کافیه که ازش کم کنی
تا یه گستره بزرگ رو زیر پات ببینی
اونوقته که می تونی خورشید رو هم تو دستت بگیری

نادر ابراهيمی در کتاب تکثير تاسفبرانگيز پدربزرگ مینويسد: "سنگ اول استبداد مصلحتانديشی در باب ديگران است."
مثل یکی که داره تو خوشی غرق می شه
مثل یکی که داره از شادی می میره
درسته که نور و خوشی و شادی خوبه
ولی این که داره دست و پا میزنه یه حرف دیگه است..

تابستان
خاطره همه رفتن ها
آغاز همه از دست دادن ها
آیا این بار آماده ای؟
![]()
همه این پروانه ها
اگه بالهاشونو بگیریم
می تونیم پرواز کنیم
همه این پروانه ها
همه همه شون
مال تو
مااااال تو
که عشقتو
مثل یه پرنده کوچیک می گیری کف دستت
دستتو می بری بالا رو به آسمون
و اونو رها می کنی که بره
و اونوقت تنها چیزی که ازش می مونه
یاد روزاییه که فکر می کردی
هرگز رهاش نمی کنی..
