
که چرا این یکیو دیگه رد کردی مگه چش بود؟
مامانی هیچی
دست خودم نبود
ازش بدم میومد
الهی بمیره اونی که فیس بوکمو فیلتر کرد
همش دلم هوای دانشگاهو بچه هاشو می کنه
این روزا همش اسم شماهاس که توی خبرهاس
دلم هوای دانشگامو کرده
اینجا هیشکی منو نمی فهمه :(
"دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است
دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصیتاند و بیاعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهشان یکی است.
دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای
معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم
تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند. دوستشان
داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند
شگفتانگیزترین آدمها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. میفهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد"
--وبلاگ فکر، عشق، زیبایی
کمک کن آن چه تو دیر میخواهی
من زود نخواهم
و آنچه تو زود میخواهی
من دیر نخواهم"
--فرازی از دعای عرفه
کامنت دونیمو می خوندم
کامنت های قدیمی
نوشته های دوستای آشنا و غریبه
نوشته های سارای نازم
مهسای عزیزم
داش آکل
علی آقا(مخترع)
المیرا جونم
و دوستای گلم پرستو و مریم و ...
من خیلی خوشحالم که دور و برم آدمای مهربون می بینم
من دوس دارم با همه تون بیشتر و بیشتر دوس باشم
من همه تونو دوس دارم
همه آدمایی که میان اینجا
اونایی که اثری از خودشون جا میذارن
یا فقط لبخندی هدیه می کنن

نه دل نگران تجدّد،
نه دل نگران تمدّن،
نه دل نگران فرهنگ
و نه دل نگران هيچ امر انتزاعي از اين قبيل.
من دل نگران انسان هاي گوشت و خون داريهستم
که مي آيند،
رنج مي برند
و مي روند."

--مصطفی ملکیان
واضح است که ظلمی که در آن نود درصد است جایی برای دفاع از طرف باقی نمی گذارد.
در محضر عدالت البته.
"
--خواب زمستانی
گريه نکن
جنگ مهربان است
--استفن کرین

مارکسیسم می گوید :
رفیق، نانت را خودت بخور، حرفت را من می زنم!
فاشیسم می گوید :
رفیق، نانت را من می خورم، حرفت را هم من می زنم و تو فقط برای من کف بزن!
اسلام حقیقی می گوید :
« نانت را خودت بخور، حرفت را هم خودت بزن و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی. »
اسلام دروغین می گوید :
تو نانت را بیاور به ما بده و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم، و حرف بزن، امّا آن حرفی را که ما می گوییم!
--دکتر شریعتی
از وبلاگ سندباد:
"وقتي نتوانستي حكومت كني
گناهش را گردن روسپيان بينداز
كه ديوارشان كوتاه است
حالا دوباره ديواري بلند بساز.
"
زندگی در تصمیم گیری
بی تصمیم گیری
تا آخر عمر تو همین تصمیم گیری ها می مونم..تا بمیرم
:(
و از طرفدارای اون یکی گروه سیاسی یه خواستگار پیدا کنین چه می کنید؟
1-میگید برو گم شو
2-طرفدار گروه سیاسی مقابل می شید
3-ازدواج می کنید و هر کدوم راه خودشو میره
4-خواهشمند است یه راه حل درست و حسابی پیشنهاد کنید :)

"میر حسین-موسوی در فیس بوک خود نوشته است:
"دردادگاه علنی: من اعتراف می کنم به صاف بودن زمین.به روز بودن شبُ یسار بودن یمین.من اعتراف می کنم که شب سپید بودُ من اگر سیاه دیدمش خطای دید بودُ بس..من اعتراف می کنم که قرص ها توهم استُ فرد خاینی چو من نه لایق ترحم است.من اعتراف می کنم فقط کمی امان بده، به دوستان گشنه ام فقط یه تکه نان بده.من اعتراف می کنم ترُخدا دگر نزن.من اعتراف می کنم،من اعتراف می کنم فقط نگو به دخترم در این یکی دو ماه من،چه آمدست بر سرم."
"
یه حسی توی وجود آدم هست
یه خاطره ای
یه غمی
یه شادی ای
که وقتی سال های سال هم بگذره
باز با دیدن یه عکس
یا یه نوشته
یا یه یادگاری یا هدیه
دوباره همه اون حس برمی گرده پیش آدم
میشینه درست روی مردمک چشمت
و با یه آه یا یه لبخند
دوباره برمی گردی سر زندگیت
|
به من زيستنی عطا کن
که در لحظه مرگ
بر بی ثمری لحظه ای که برای زيستن گذشته است،
حسرت نخورم
و مردنی عطا کن
که بر بيهودگی اش سوگوار نباشم.
--دکتر علی شریعتی